أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
350
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) مراد و مقصود شماست و غرضى و مطلوبى كه از اين كار داريد به من بنويسيد . اگر اميرى را كه بر شما فرستادهام خواهان نيستيد ، او را معزول كنم و كسى را كه مىخواهيد به جاى او نصب فرمايم - إن شاء اللّه . [ 149 ] چون عبد الرّحمان بن ابى بكر به كوفه رسيد و نامهء عثمان را به اهل كوفه رسانيد ، اشتر و اهل كوفه برخواندند و بر مضمون آن واقف شدند اشتر را گفتند : جواب نامهء او بازنويس . مالك اشتر نامهء عثمان را بر اين منوال جواب نوشت : اين نامه مالك بن الحارث و جماعتى از مسلمانان مىنويسند به خليفهء عاصى [ 150 ] ؛ آن برگشته از سنّت محمّد مصطفى ( ص ) . امّا بعد ، بداند كه نامهء او رسيد . آنكه نوشته بودى كه خلاف خليفه و مفارقت جماعت و طعن در ائمه وبالى عظيم و خسرانى ظاهر است ، اين سخن سخن راست است اگر خليفه عادل باشد و كارها بر وفق حقّ بگذرد و اگر نه بر منهاج سداد و صلاح رود ، خلاف او كردن و از او مفارقت جستن وسيلتى و قربتى عظيم باشد به حضرت بارى جلّ جلاله . حديث عامل خويشتن كه ياد كرده بودى و فرمودهاى كه بر او ظلم كردهايد و حرمت من نگاه نداشته ، بر عامل تو ظلم نكردهايم بلكه ظلم او از خويشتن و از بندگان خداى تعالى دفع كردهايم . مىبايد كه تو خويشتن را و عمّال خويش را از ظلم و عدوان نهى كنى تا ما تو را فرمانبردار باشيم ، اطاعت بريم و در راه حقّ [ تو را ] يارى كنيم . آنچه نوشته بودى كه در آنچه با عامل من رفت بر خويشتن ظلم كردهايد ، اين ظنّى است بر غلط كه موجب زيان تو خواهد شد كه تو عدل را جور مىخوانى و طلب انصاف را ظلم مىدانى . ما به حمد اللّه بر راه راستيم و پى نيكمردان [ 151 ] سلوك داريم ؛ در آن شكّى و شبهتى نداريم و هرگز تغيير و تبديل بدين شيوهء جميل نخواهيم داد . هر كس كه به ما اقتدا كند ، بر راه راست باشد و سعادت هدايت يابد ، و يقين در دنيا و آخرت عزيز و مكرّم بوده ، از جملهء مردمانى بود كه ظالمان را يارى ندهد و در اقامت سنن و فرايض هدايت كند . [ 152 ]
--> [ ( 149 ) ] چ . م : نامهء عثمان را ندارد . [ ( 150 ) ] چ : مبتلا . [ ( 151 ) ] چ : بىنيكان . [ ( 152 ) ] ل . ت : و فرايض مداهنت نكنند .